بخنده گفت که حافظ خدایرا مپسند / که بوسه ی تو رخ ماه را بیالاید

نوشته شده بوسیله تبسم 2. بهمن 1388 22:14

گاهی آدم یه باورهایی داره که درسته، گاهی هم اما هست که اولویت ها شاید تغییر می کنه. منظورم اینه با توجه به چیزهایی که من دیدم و فهمیدم، دورو برم، داستانهای قرآنی و غیر قرآنی و از داستانهای بزرگهامون حتی که شاید یه مسئله ای در حالت عادی خیلی خیلی مهم باشه اما گاهی خدا شاید و یا خود ما آدمها شرایطی رو به وجود می آریم یا بوجود می آد که الویت ها تغییر می کنه…خیلی چیزها تغییراتی رو لازم خواهد داشت در مسیر درستتر. جز البته یه سری اصول اساسی.

جمعه ی پیش رفتم کوه. و کوه با عظمت و بی کرانیش و خدایی که در هر ذره ش لمست می کنه و لمسش می کنی، آسمونی که با ابهت بیکرانش در بَرِت می گیره همیشه مرهم ترین مرهم بوده برام.برای قلبم. هفته ی پیش رفتم که دلم فراموش کنه و یاد بگیره باز هم که قدر خودشو بیشتر بدونه و بدونه سعی نکنه زمینی بشه. بردمش توی آسمون اون بالا بالاها … نذاشتی خدایا. نذاشتی. نمی دونم چرا. این نمی تونه فقط از کم توجهی من باشه …با اینکه این اشک ها رو، این لبخندها رو، این شوق های ساده رو دوست دارم اما به اندازه کافی اومدم. تو می دونی. این کار نیمه تموم رو که تموم کنم حس می کنم، سهم من، رسالت من و یا هر چی که بشه اسمش رو گذاشت تموم خواهد شد.بار بعدی که برم کوه همونجا توی برفا می ذارمش و تو با آفتاب نازنینت ببرش توی آسمونت از دلم بکَِنش.دیگه نمی خوامش .نه اینجوری.بهار که بیاد قلبم فقط پر فروغ می شه، پر از فروغ تو، تنهای تنها تو.

من همیشه برای برنامه هات حاضرم با رضایت اما می دونمم که مستحق بهترینها هستم و می دونم هم که تو هم همینو می خوای و ازم انتظار داری پس اگر حسی، چیزی، کسی حتی، بهترین نیست در این مسیر، پس نمی خوامش گرچه من مغرور نیستم و تلاشم رو می کنم و به خاطر تو، به خاطر خودم، دلم باز خواهد بود.من سهمم رو انجام دادم دیگه نوبت توه.

در هر صورت هنوز جمعه کامل تموم نشده و فکر کنم هنوز اثر قاط زدگی سیدی نرفته :دی. آخیش چقدر احساس سبکی و رهایی می کنم. تو، فقط تویی که مهمی. همین که تو منو می شناسی و کنارم می مونی و می دونم قدر آفریده ت رو می دونی برام کافیه. همین که تو بهم اعتماد داری، همین که تو دوسم داری.ممنونم که دوستم داری و ممنونم که تو، توی بزرگ و بی نظیر هستی که عشق منو قبول کنی. وگرنه من می مُردم، می ترکیدم!

همه چی آرومه/ اینچقد خوبه که تو کنارم هستی

همه چی آرومه/ غصه ها خوابیده ن/ شک نداری دیگه تو به احساس من

همه چی آرومه من چقد خوشحالم / پیشم هستی حالا/ به خودم می بالم/  من چقد خوشبختم

بگو این آرامش تا ابد پابرجاست… 

 

برچسب ها:

ارسال نظر


(آیکن Gravatar شما را نمایش خواهد داد)

biuquote
  • نظر
  • پیش نمایش زنده
Loading



استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است