به کجا چنین شتابان… گون از نسیم پرسید…

نوشته شده بوسیله تبسم 17. اسفند 1388 20:28

و اما: فذكر إنما أنت مذكر لست عليهم بمصيطر

دارم حس میکنم نورو که همزاد نفسهامه

برای من سرآغاز ی به معنای سرانجامه

از این خواب زمستونی شیبه غنچه پامیشم

دلم گرمه که با خورشید ، دوباره همصدا میشم

امید، آغاز این راهه رهایی، نقطه ی آخر

حقیقت داره پس عشقو، باید باور کنم باور کنم باور

منم مثل پرستوها که برمیگردن از صحرا

دارم ابرارو میشمارم به شوق دیدن دریا

  من از آئینه میپرسم مسیر روشنی هارو

غبار از چهره میگیرم میخوام زیبا بشم از نو

یه عالم آرزو دارم برای بودن و موندن

دوباره خوندنی میشه کتاب لحظه های من

دارم حس میکنم نورو که همزاد نفسهامه

همزاد نفسهامه

برای من سرآغاز ی به معنای سرانجامه

معنای سرانجامه*

* اینم لینکی که خودم ازش این آهنگ رو با صدای استاد افتخاری دانلود کردم

برچسب ها:

ارسال نظر


(آیکن Gravatar شما را نمایش خواهد داد)

biuquote
  • نظر
  • پیش نمایش زنده
Loading



استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است